تبلیغات
کهکشان دوستی - خلاصه رمان جمع دوستانه
ما دخیا کهکشان دوستی رو ساختیم کهکشانی که نابودیش غیر ممکنه

خلاصه رمان جمع دوستانه

پنجشنبه 18 خرداد 1396 05:58 ق.ظ

نویسنده این مطلب: آنیسا
خب خلاصه رمان.
ی اردو بود که از طرف مدرسه قرار بود ما رو ببرن.
ب ژاپن گردی.بعدش اونجا آنیسا(من) و آنتونی گم میشیم و ی پسری ب اسم ویلیام از چاله ی بزرگی که توش بودیم نجاتمون میده ولی مث چی ازمون کار میکشه.بعدش برمیگردیم.فرداش متوجه میشیم ویلیام دوست خانم اسپرز(معلم).بعدش ی خونه درختی میبینیم که خیلیی خوشگل بود ولی مارو اونجا نمیبرن و به یه ساختمون میبرن. قرار شد سر اون خونه درختیه مسابقه ی تنیس انجام بدیم.
تا همین جا خیییلی خلاصه شد.ولی امیوارم یادتون اومده باشه تا حدودی..



دیدگاه : :)
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 خرداد 1396 10:08 ب.ظ