تبلیغات
کهکشان دوستی - قسمت 10 رمان جمع دوستانه
ما دخیا کهکشان دوستی رو ساختیم کهکشانی که نابودیش غیر ممکنه

قسمت 10 رمان جمع دوستانه

جمعه 26 خرداد 1396 08:11 ب.ظ

نویسنده این مطلب: آنیسا
اینم قسمت بعد
نظر یادتون نره
فقط ببخشید بعضی جاهاش توهمن

توی خواب ناز بودم یدفعه یکی از رو تخت پرتم کرد پایین

.آسفالت شدم.


من:کدوم آدم مزاحمی منو انداخت؟؟!!


شین:پاشو دیگه


من:تو بودی داداش؟؟!!


آنتونی:من بودم


من:میگم داداشم جرئتشو نداره و البته آدم مزاحمی نیست...


آنتونی:میخوای پاشو میخوای نشو می خوایم بریم کنار دریاچه


من:خب برید به من...

چیییییییییی.

اوکی الان آماده میشم.


بلند شدم رفتم یه شلوار مدل پاره با یه تیشرت پوشیدم و کلاه کپمو سرم کردم.داشتم دنبال هنذفریم میگشتم کل ساکم و خالی کردم


میساکی:دنبال چیی؟


من:هنذفر

واااااااای.یادم رفته بود.اه این همه وسیله ریختم بیرون

وسایلو همونجا رو تخت ولو کردم رفتم طرف آنتونی:

من:حسن فریمو بده


آنتونی:حسن فری؟


من:وااای.هنذفریمو بده


آنتونی:نچ


من:بده حوصله ندارم


آنتونی:منم حوصله ندارم.گفتم که نچ


من:باشه بابا نده

انتظار نداشت اینجوری بش بگم.انقد کیف کردم.ضایع شده بود.

به اجبار هدستمو برداشتم.دیدم بچه ها دارن گیتارو سازدهنیشون و ویلون و .. میارن منم گیتارم رو برداشتم.دیگه آماده شده

بودم.میخواستم برم ویلیام جلوم سبز شد.


من:اا اومدی؟!خوراکیا کو پ؟


ویلیام:خعلللی پررویی!


ازپشتش 3 تا پلاستیک خعلی بزرگ اوورد بیرون.


من:واااااااااای. مرسییییییی.البته وظیفت بود

ویلیام:

من:

با ذوق تمام یکی از پلاستیکارو برداشتم رفتم نشون بچه ها دادم.

من:ببینین

ریوگا:دمت گرم ما که دیگه هیچی خوراکی نداشتیم که مشکلمونو حل کردی

من:مرسی.ولی این فقط مال اکیپ خودمونه.

ریوما:چی چیو مال خودتونه

من:یعنی خودتون برید بگیرید

لایتو:هععییییییییییییی

من:

ویونا:دمت گرم.

بریم دیگه...

راه افتادیم طرف چشمه.لامصب انقدر راهش طولانی بود...


هنوز دو قدم نرفته بودیم دیدم من نمیتونم این پلاستیک هم قد خودمو تا اونجا ببرم.


من:بچه ها.این هم قد خودمه چیکار کنیم؟!

ریما:پسرا

من:ok

من:میگم پسرا.این پلاستیکه هم قد خودمه.

شیل:خب که چی؟!

من:خب شما همتون درازید میتونید اینو بیارید.خوراکی هم که ندارید شما بیارید ماهم بهتون میدیم

آنتونی:نزنی زیرش؟!

من:عمرا بابا.قولم قوله

آنتونی:قبول.ولی اگه بزنی زیرش

من:نه بابا.خیالتون راحت.


پسرا قبول کردن .آخیش خعلی بزرگ بود.تو راه من فقط آهنگ گوش میکردم.بقیه بچه ها هم یا هدست و هنذفری تو

گوششون بود یا سرشون توی گوشی بود.

نیم ساعت تو راه بودیم.انقدر خسته شده بودیم.فقط صدا آب اومد هممون ولو شدیم رو زمین.نیم ساعت بعدو دراز کش

بودیم.من پاشدم رفتم طرف آب.همینطور توی خیالاتم بودم پرت شدم تو آب.خیس آب بودم.همه از خنده نزدیک بودن تلف 

شن.منم دیگه قاطی کرده بودم.خودمو آروم نشون دادم با یه لبخند مهربون.


هایچین:عجیبه.نیومد بکشمون؟!


ارورا:حتما دیگه میتونه خودشو کنترل کنه.ولی بیش از اندازه عجیبه


من با همون لبخند تو آب بطری کنار پامو داشتم پشتم آب میکردم.هیچکس نفهمید و همه فکر میکردن آدم شد.

من:خب.خندیدید؟!بسه.نوبت منه.

.با همون لبخند مهربون بودم.بطری هم گذاشتم یه گوشه تو آب.


همه تعجب کرده بودند.میدونستم آنتونی انداختم تو آب.

من:آیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


وانمود کردم پام لیز خورده و پام زخم شده.چنان جیغ الکی کشیدم هنجرم پاره شد.همونطور


که میخواستم آنتونی اومد کنار آب و دستشو دراز کرد که بگیرمش.دستشو گرفتم خواست بکشم بالا که انداختتمش تو

آب.بیچاره با کله رفت تو آب.انقدر بهش خندیدم.


به شدت عصبی شده بود

آنتونی:میکشمت

من:بشین بینیم بابا.

آنتونی همینطور دنبال من میدویید.منم از اعصبانیتش استفاده کردم رفتم کنار بچه ها که داشتن بمون میخندیدن.آنتونی

میخواست منو بگیره خورد به ویونا و ویونا هم افتاد تو آب.حالا

ویونا عصبی شده بود.


.ما سه تا که کاملا خیس بودیم تصمیم گرفتیم بقیه رو هم بندازیم تو آب.کل بچه ها رو انداختیم تو آب.انقدر که کیف کردم.ما

سه تا فقط میخندیدیم.آخر نفری که موند ونتونستیم بندازیمش تو آب ویلیام بود.هرکار کردیم یه قطره هم خیس نشد.


من:باشه بابا.تسلیم.فکر نکنم خیس بشی

ویلیام:

بطری کنار آب و برداشتم گذاشتم پشتم.ویلیام فکر کرده بود واقعا دیگه خسته شدم و بیخیال شده بود و زیر ی درخت نشسته

بود زل زده بود به بچه ها که تو آب بودن.اصلا متوجه بیرون اومدن من نشد.رفتم پشت درخته و تمام آب بطریو خالی کردم

روش.آب یخ یخ بود.

ویلیام تو شوک بود اصلا هیچی نمیفهمید.همینطور فقط پلک میزد.من دیگه از خنده زمینو

گاز میگرفتم

من: نمیری آقای زرنگ

ویلیام:




دیدگاه : نظراتون^^
آخرین ویرایش: جمعه 26 خرداد 1396 08:43 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30